X
تبلیغات
رایتل

لطفهای بیکران

ایربگ: پدیده انتخابات تصادفی

 ثبت نام کنندگان انتخابات ریاست جمهوری پیشرو، در چهار خط کلی، قابل دسته بندی هستند:

خط تدوام دولت فعلی: کسانی چون مصطفی هاشمی طباء، هاشم بطحایی گلپایگانی، حسن فریدون روحانی، محمد هاشمی بهرمانی و اسحاق جهانگیری که اغلب، اعضای احزاب میانه روی کارگزاران سازندگی ایران و اعتدال و توسعه هستند.

خط بازگشت به دولت قبلی: کسانی چون محمود احمدی نژاد، صادق خلیلیان و محمدمهدی زاهدی که خط اصیل انقلاب اسلامی ست.

خط موسوم به جمنا: کسانی چون ابراهیم رئیسی السادات، حمیدرضا حاجی بابایی و محمدباقر قالی باف که مبدع تکنیک حضور چندنفره در درون دروازه مناظره هستند. پدیده شومی که سایر رقباء را به چنین رسم زشتی، کشاند.

خط چهارم که اغلب، اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند که در گذشته، به وزارت رسیدند. کسانی چون مصطفی میرسلیم و محمد غرضی.


کاندیدای جدی خط اول، حسن روحانی ست و خط دوم، محمود احمدی نژاد. در خط سوم، ابراهیم رئیسی  و خط چهارم، مصطفی میرسلیم و محمد غرضی، مدعیان اصلی هستند. اینکه شورای نگهبان، صلاحیت اسحاق جهانگیری و محمدباقر قالی باف را تائید کند تا نقش ایربگ حسن روحانی و ابراهیم رئیسی را فقط، تا مرحله مناظره ها، بازی کنند؛ امری خطیر است که می تواند تا در ریزش یا رویش احتمالی میزان مشارکت مردم، در انتخابات پیشرو، اثری مثبت یا منفی داشته باشد. آنچه مسلم است، اینکه تعداد تائید صلاحیت شدگان این امر، افراد انگشت شماری خواهد بود.

تاریخ ارسال: یکشنبه 27 فروردین 1396 ساعت 05:00 ق.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

خط اصیل جمهوری اسلامی

 نگاهی به مواضع رهبر معظم انقلاب اسلامی در سی ام خرداد هشت سال پیش و رجحان دکتر محمود احمدی نژاد بر مرحوم اکبر هاشمی که از چهارمین روز بازگشت حضرت امام خمینی به میهن، در انتخاب نخست وزیر موقت و ریاست مجلس شورا و دولت، نقش سیاسی بی بدیلی را ایفاء کرده بودند؛ گویای نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی بود. از آن پس، چهار خط سیاسی جداگانه در عرصه سیاسی کشور، تفکیک شدند:

فتنه گران که ائتلافی از سلطنت طلبان و نهضت آزادی ها و اصلاحاتچی ها بودند و در آن زمان، رنگ سبز را برگزیده بودند.

ساکتین فتنه که ادعای اصولگرایی را بدون مواجهه با اصلاحاتچی ها، در سکوت در برابر فتنه می دیدند و همواره، با حذف فتنه گران، مخالفت ورزیدند.

خط اصیل انقلاب اسلامی که خواستار حذف فتنه گران از عرصه سیاسی کشور شد.

جریان انحرافی که اگر همراهی شان با خط اصیل انقلاب اسلامی نبود، شرایط کنونی کشور، به گونه ای دیگر و با حذف فتنه گران و توفیق بیشتر دولت گذشته، رقم می خورد.

شناخت جهت گیری ها و علائق سیاسی این چهار گروه سیاسی، در شرایط فعلی، ساده است. گروهی را محمد خاتمی، گروهی را محمدحسن رحیمیان و گروهی را حمیدرضا بقایی، هدایت می کند. اما، خط اصیل جمهوری اسلامی، بیدار است و در کنار مردم خواهد ماند.

تاریخ ارسال: شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 12:11 ق.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

آرای خاکستری فراموش شده

واقعیت انتخابات پیشرو، فراموشی آرای خاکستری مردم است. در حالیکه حسن روحانی، چهار سال پیش، در جذب آرای خاکستری، نیمه ناتوان ظاهر شد؛ کارنامه بد عملکرد او، سقف آرای او را در حد مصطفی معین، تنزل خواهد داد. ولی، فرد دیگری نمی تواند که از فرصت عدم جذابیت حسن روحانی، برای آرای خاکستری مردم، سود ببرد. اصلاح طلبان که به حسن روحانی، بسنده کرده اند و اصولگرایان، با دو جین نامزد که هیچ کدام را توانایی جذب آرای خاکستری مردم نیست، به صحنه آمده اند. احتمال ریزش آرای خاکستری مردم و کاهش شدید مشارکت، به دلایل دیگری (ناامیدی اقتصادی ناشی از عملکرد بد دولت فعلی)، دور از انتظار نیست.هرچند که انتخابات پیشرو، برای دو جریان سیاسی موجود، گرمابخش است؛ در میان بخش های دیگر جامعه، سرد و بی اثر، جلوه می نماید. اگر روزهای سرد بهار جاری، رقیب توانمندی که بتواند، برای بخش خاموش جامعه، جذابیتی بیش از حسن روحانی داشته باشد، مطرح نگردد؛ پیش بینی آینده، دشوار خواهد شد.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 16 فروردین 1396 ساعت 05:29 ب.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

فقدان گروه فشار

  در هر جامعه سیاسی، دو بخش فرمانداران و فرمانبرداران یا حکومت و ملت، وجود دارد. مردم، با تشکیل احزاب سیاسی، قدرت سیاسی را بدست می آورند. احزاب سیاسی، مکانیزم کسب قدرت سیاسی، توسط مردم هستند. گروه های فشار، مکانیزم دیگری ست که کنترل قدرت سیاسی را بجای کسب آن، هدف قرار می دهد. در دوم خرداد بود که گروه های فشار موازی با ائتلاف گروه های خط امام (ره)، در ائتلافی با دشمن دیرینه خود، حزب کارگزاران سازندگی ایران، در احزاب سیاسی اصلاح طلب، جذب و هضم شدند و از بین رفتند. گروه های فشار جناح روبروی آنها، در طی هشت سال ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، سرنوشت مشابهی دیگری را تجربه کردند؛ موتورسوارانی که پژوسوار شدند. فقدان گروه فشار، کنترل قدرت را در جمهوری اسلامی، ناتوان کرده است و محصول طبیعی فقدان امر به معروف و نهی از منکر در عرصه سیاسی، ائتلاف دولت و مجلسی ست  که با طرح قوانینی، همچون حبس پرسشگران و حقوق سی برابری مدیران، نسبت به کارگران، فضای سیال سیاسی کشور را به بن بست جدیدی، سوق می دهد. بررسی نظریات جامعه شناسانه ابن خلدون و مروری بر کتاب قلعه حیوانات، خطر احتمالی پیشرو را نمایان تر می سازند. در صورتی که مردم، بجای میل سیاسی به سوی تشکیل گروه های فشار، جذب تشکل هایی چون جبهه پایداری یا جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی شوند، این خطر را باید میل به کسب قدرت سیاسی، بجای کنترل آن دانست. خطری که اصلی ترین فروع اسلام (امر به معروف و نهی از منکر) را در عرصه سیاسی، نابود خواهد ساخت. این گفتار، نقدی جامعه شناسانه بر میل مذموم به کسب قدرت، بجای نقد و کنترل آن، توسط مردم است؛ نه، تمنای خشونت. چه اینکه رویه ائمه هدی، در طول تاریخ، چنین بوده است. حکومت اسلامی، ابزار امر به معروف و نهی از منکر، است و هدف ما نیست. هر گونه کج فهمی از این نکات، برعهده ذهن معیوب خواننده است.
تاریخ ارسال: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت 07:48 ق.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

گوری بنام آموزش و پرورش محصول مجلس دهم

  دوره اعتدال، نقطه عطف تئوری حکومت اسلامی ست. اگر حاکمان تهران، در انتخابات پیشرو، آب رفته را به جوی سابق، بازنگرداند؛ باید که چشم به راه تحولات شگرفی شد. بوق هایی که چراغ خاموش، زمانی را در خدمت اصلاحات و سپس براندازی سبز بودند، به یاری جریانی آمده اند که خودزنی اجتماعی را با طرح مضاعف دو مساله گورخوابی و شکست نظام آموزش و پرورش دینی، در حجم بالا، در دستور کار قرار داده اند. شرایط اسفناک اقتصادی مردم، نتیجه مستقیم بحران اقتصادی رکود دوره اعتدالی دولت تدبیر و امید است و ناتوانی مفرط آموزش و پرورش هم محصول رای اعتماد مجلس دهم به وزیر آموزش و پرورشی معلوم الحال است. اما، تلاش می شود که به گونه ای ناکارآمدی در تحقق تربیت دینی و سلامت و رفاه اقتصادی، به تصویر کشیده شود و توسط  جریانی که موجب چنین ناکارآمدی شده است. تصمیم عاجل در بازگشت به مدل حکومت اسلامی و حذف کامل تفکر لیبرالی درحکومت، لازم است. لیبرالیسم، نفاق و چپ اندیشی، مثلث شومی ست که از روز پیروزی انقلاب اسلامی، مانند زالو به جان حکومت اسلامی افتاده است.


پی نوشت: امروز، یادآور حماسه یوم الله نهم دی است که در کنار برادر بزرگوار مهندس مسعود شفیعی با سیل مردم همراه شدیم. یوم الله نهم دی مبارکباد.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 9 دی 1395 ساعت 10:14 ب.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

اولویت ها را فراموش نکنیم

 ما را چه می شود؟ من مخالف حجاب اجباری در جامعه اسلامی هستم. هر واکنشی به بدحجابی در جامعه اسلامی، بهتر است که توسط قاطبه مردم باشد و نه حاکم اسلامی. اما، مساله فرهنگی ما حجاب مردم نیست. مساله بی فرهنگی ما، دولتی ست که برای کوچکترین فعالیت فرهنگی، هزار مجوز می خواهد و برای جشن کثیف موسوم به حافظ، ... مساله بی فرهنگی ما، سینمای بی محتوای کشور است. باور کنیم که سینمای پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، به بن بستی رسیده است که جز لجن نمایی زرد و قهوه ای بدن زنان بازیگران خود، دیگر جاذبه ای برای مردم ما ندارد. من به نوبه خود، با تذکر شدید و محکم به جشن کثیف موسوم به حافظ موافق هستم. لغو همیشگی جشن مسخره موسوم به حافظ و بازداشت سریع و قاطع عاملان و تایید کنندگان برگزاری آن، عقلاٌ واجب و جایز است. هر چندکه نباید اجازه داد تا مساله پوچ بن بست هنری و فرهنگی سینمای کنونی ما، به جای ذبح نوجوانان و جوانان در ترکیه و سوریه یا قیام مردم عزیز بحرین، در صدر اخبار رسانه ها قرار گیرد. امروز، مساله خفقان در بحرین و توحش در سوریه و ترکیه، مساله اصلی تری تا مجوز جشن کثیف موسوم به حافظ است که مجوز دهندگان آن، شرعاً گناهکار و مجرم هستند. مساله چند بازیگر بی هنر نیستند؛ مساله سربریدن نوجوانان در سوریه و سربازان در ترکیه است. اولویت ها را فراموش نکنیم!

تاریخ ارسال: جمعه 8 مرداد 1395 ساعت 01:26 ب.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 4 نظر

اعراب و اروپا را چه می شود؟

 تفاوت آشکاری بین دو واژه ترور و تروریسم در میان مترجمان، وجود دارد. ترور یعنی قتل هدف‌مند چهره ای سیاسی؛ ولی، تروریسم یعنی وحشت افکنی میان مردم با کشتار غیر هدفمند یا کور؛ با انگیزه های سیاسی یا اقتصادی.

یازده سپتامبر توسط اعراب در آمریکا رخ داد ولی منجر به جنگ در افغانستان شد. پس از آن، سرتاسر جهان عرب منهای شبه جزیره عربستان، آماج ناامنی فراگیر شد تا امثال قذافی و مبارک، جهان عرب را برای ترکتازی آل خنزیر و  حمار، آماده سازند. اکنون، اروپا منتظر تروریسم ادواری بی پایانی ست که یکباره در ترکیه، کودتای مشکوکی رخ می دهد.

  پس از یازده سپتامبر، جهان روی خوش ندیده و هژمونی عربستان سعودی و قطر، رو به افزایش است. می رود  که اعراب شبه جزیره، جهان را به گند بکشند. کودتای مشکوکی که در ترکیه رخ داده، بطور مستقیم آماده سازی پازل حذف نیروهای سیاسی ناهمسو با تزاید هژمونی مذکور را دامن زد. اکنون، این پرسش امنیتی، مطرح است که آیا اعراب شبه جزیره با تقویت بی ثباتی در عراق و سوریه و حذف جریان های سیاسی ناهمسو در ترکیه، قصد لشکرکشی شبه نظامیان عرب به سمت اروپا را کرده اند؟ پازل اتفاقات سیاسی جهان، پای اعراب شبه نظامی را به لشگرکشی به اروپا باز می کند. اتفاقی که بی شک، هرچند اکنون، خیال پردازی به نظر می رسد؛ اما، ولع اعراب شبه جزیره برای تسلط سیاسی و اقتصادی بر جهان را توجیه می کند. بی شک، دشمن هزاره سوم بشریت، اعراب هستند و هدف نهایی آنها، تسلط بر اروپا.

تاریخ ارسال: شنبه 26 تیر 1395 ساعت 04:56 ب.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر
   1      2     3     4     5      ...      15   >> صفحات وبلاگ