افول سرمایه اجتماعی  چاپ

تاریخ : یکشنبه 11 شهریور 1397 در ساعت 09:47 ب.ظ

سرمایه ملی  بر سه نوع است:

سرمایه های محیطی: مانند محیط زیست، شهرها و انرژی (منابع آب، نفت، گاز و ...)

سرمایه های اجتماعی: مانند آموزش و پرورش، مهارت ها، اطلاعات و بهداشت

سرمایه های صنعتی: مانند تولید، تکنولوژی، ایمنی و سیستم های صنعتی


 کشور ما به سرمایه های سرشار محیطی و ضعف تاریخی در سرمایه های صنعتی شناخته می شود. افول روزافزون سرمایه های اجتماعی به دلیل عدم توجه به آموزش و پرورش و کیفیت ضعیف آموزش عالی در اقتصاد آینده کشور ما به افت اقتصادی منجر خواهد شد. مهاجرت افسارگسیخته منابع انسانی صاحب انواع سرمایه محیطی و انسانی از کشور و سرعت بالای گردش پول منجر به کاهش ارزش پولی و افزایش تقاضا شده است. چنین شرایطی در انبساط حجمی نقدینگی، اثر بسزائی دارد که بزودی، کشور را شوک زده خواهد کرد.


دولت باید بتواند که با کاهش سرعت گردش پول و تقاضای ملی در سرمایه گذاری در سرمایه های صنعتی و اجتماعی، از طریق دو تاکتیک مهارت آموزی مداوم و بهره وری صنعتی، کوشش کند. توقف استیضاح وزیر آموزش و پروش در خلاف جهت چنین راهبردی ست. آغاز هر تحول موثری در وزارتخانه های آموزش و پرورش و صنعت و معدن و تجارت نهفته است که متاسفانه، ضعیف ترین وزارتخانه های دولت بنفش هستند.

امید تغییر بهنگام  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 27 تیر 1397 در ساعت 02:19 ق.ظ

فریب اصلاح طلبان را نخوریم  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 7 فروردین 1397 در ساعت 02:49 ب.ظ


 بنده، از این خجل هستم که قلم ناتوانم را به نام ننگین اغتشاشگران و رهبران آنها می آلایم . جنبش سراسر سیاه موسوم به سبز، ائتلافی ازدنبالچه های اپوزیسیون ورشکسته خارجه نشین و بخشی از اصلاح طلبان بود. اصلاح طلبان، از دو دسته متفاوت تشکیل می شوند : ائتلاف باصطلاح ملی  باصلاح مذهبی ها  و دوم خردادی ها . رهبری اصلاح طلبان ایران را محمد خاتمی ( عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز ) برعهده دارد که عقاید لیبرالی دارد. لیبرالیسم، خط مشترک گروهک های داخلی و اصلاح طلبان حامی دولت فعلی ست. دولتی که در هفته های آینده با بی مهری کدخدایش مواجه می گردد و وارد دوره تاریخی بی برجامی خواهد شد.

 برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام، به فرجامی نافرجام نزدیک می گردد. حال آنکه رییس جمهور فعلی ایران، همه چیز را حتی، آب خوردن را به فرجام آن، پیوند زده بود. شرایط پیشرو، نشان دهنده آن است که سه طیف اصلاح طلب، اعتدال گرا و انشعابی اصولگرا، در کنار هم ایستاده اند و فرق و نحل اصولگرایی، سازهایی ناکوک و ناهماهنگ را کوک می کنند. دانسته یا ندانسته، این جماعات سیاسی می کوشند تا با قاجاریزه کردن فضای سیاسی و مدیریت کشور به مهره های خودفروخته انگلیسی، فرصت کودتای انگلیسی دیگری دهند. شبه کودتایی که آشکارا، سید ضیاء و رضا پالانی آن، افرادی مانند محمد خاتمی و میرحسین موسوی هستند. در شرایط کنونی، طرح مباحثی چون شفای یکباره شهردار فعلی تهران و رفع حصر، با جهت لاپوشانی شکست برجام و تمهید بازگشت به دوران سیاه اصلاحات بیان می شود. هدف بنیادی رسانه های لیبرالی تهران و لندن در غبارآلوده سازی فضای سیاسی کشور و حذف تشکیلات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهت بازگشت کامل به قدرت سیاسی ست. فریب اصلاح طلبان را نخوریم. بیش و پیش از هر چیز، دولت به پاسخگویی در برابر شکست برجام باید بپردازد.

حلقه گمشده شفافیت و کیفیت در تهران  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 در ساعت 01:24 ق.ظ

 شهردار تهران در دوره زمانی دوازده ساله اخیر با تکیه بر تبلیغات مکرر رسانه ای به گم شدن شفافیت و با اجرای پروژه های عمرانی و خدماتی رونمایانه به گم شدن کیفیت در مدیریت شهری تهران کمک شایانی کرد.

 تهران امروز اسیر فراموشی حقوق شهری در همه حوزه های شهری و اعوجاج حاصل از عطش گزارش تبلیغاتی به مردم توسط شهردار پیشین خود است.

 فقدان تحصیلات مرتبط و زاویه دید تبلیغاتی - سیاسی در دوازده سال طولانی توانست تا تهران را به یکی از بدترین شهرهای کشور تبدیل کند که نیازمند شفافیت و کیفیت در مدیریت شهری و بازتعریف حقوق شهری ست که بدون استفاده از افراد متخصص مربوطه در راس سازمان شهرداری تهران به ثمر نخواهد نشست. کلام را کوتاه کنیم راه رسیدن تهران به‌ شرایط عادی گذشته خود طولانی تر جلوه می کند.


علی آقاجانپور

پژوهشگر مدیریت شهری

جنبش فواحش  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 26 اردیبهشت 1396 در ساعت 02:38 ق.ظ

Related image

 قرن نوزدهم میلادی را قرن ثروت ملل نامیده اند. بریتانیای ملکه ویکتوریا، با چپاول منابع اقتصادی سرزمین های حاصلخیز آمریکا، هند و آفریقا، فاتح اصلی قرن نوزدهم بود. قرن بیستم میلادی، با ظهور ایدئولوژی های مارکسیسم و نازیسم در برابر کاپیتالیسم و ژودائیسم، عرصه تاخت و تازهای بیشتر جمع آورندگان ثروت ملل در قرن پیش از آن بود. بریتانیا، فرانسه، روسیه، آلمان، ژاپن، چین و آمریکای نوظهور، شکاف شمال و جنوب و غنی و فقیر را به فاصله بین ملل جهان، تبدیل کردند. ملل صادر کننده ایدئولوژی ها و ملل مصرف کننده آنها. سرانجام، آمریکائی ها بودند که با تکیه بر سرمایه داری آزاد، کاپیتالیسم و حمایت ژودائیسم بین الملل را جذب کردند و جهان امروزی را به چهار بخش پیشرفته، درحال توسعه سریع، در حال توسعه کند و عقب مانده، تقسیم کردند. چنین، مساله اصلی قرن بیستم و یکم میلادی، توسعه است. مساله، این است؛ توسعه یا توسعه. گزینه دیگری نیست.

 اگر نظام توزیع ثروت در قرن نوزدهم میلادی، سپهر اقتصادی را بر فرهنگ ملل، چیره کرد و پدیده سبک زندگی را به بشر قرن بیست و یکم میلادی، تحمیل کرده است. ایدئولوژی، سبب چیرگی سپهر فرهنگ بر سیاست در قرن بیستم میلادی شد و فراتر از پدیده سبک زندگی، نظام بین الملل را زیر سایه ژودائیسم جهانی، استوار کرد. چه اینکه پیش از آن، تنها مفهوم بین المللی تاریخ بشر، ثروت یهود بود و با تضاعفی هولناک، هست. قرن بیست و یکم، چیرگی سپهر سیاست ملی بر اقتصاد ملی ست؛ عرصه ای که توسعه را تنها گزینه پیشروی ملت های جنوب، برای بقاء، قرار داده است.

 اگر چرخدنده های ماشین اقتصاد و فرهنگ را نظام توزیع ثروت، از طریق سبک زندگی، هماهنگ می کند. چرخدنده های ماشین سیاست و فرهنگ را ایدئولوژی می چرخاند. موتور محرک میان چرخدنده های ماشین اقتصاد و سیاست، توسعه است. بحث توسعه، بحثی مفصل و مطول است.

 فقدان ایدئولوژی مقبول و احزاب کارآمد ناشی از آن، پس از تعطیلی حزب توده، جبهه ملی ایران، حزب جمهوری اسلامی، سازمان تروریستی مجاهدین خلق و گروهک انجمن ضاله حجتیه، به کریستالیزه نشدن مردم در قدرت سیاسی و عدم مرجع تولید مدل های توسعه در ایران پس از جنگ با عراق، انجامید. در غیبت، ایدئولوژی و مدل های توسعه ملی منبعث از آن، مساله نظام توزیع ثروت، رژیم تهران را به بن بست آشفتگی در روابط درآمد و هزینه خانوار و سرانجام، پدیده فساد اقتصادی در سطح دولت و فساد اخلاقی در سطح ملت، می کشاند. ظهور طبقه شبه فواحش شهری و حمایت آنها، از بخش فاسد اقتصادی دولت ها را رقم خواهد زد. چنین جامعه ای، فاقد ایدئولوژی مقبول، احزاب گسترده و توانمند در تولید پلاتفرم های پیشنهادی برای توسعه ملی، آشفتگی در طبقات اجتماعی و نحوه توزیع نظام مند ثروت در آنها، فقدان عزم جدی حذف بخش فاسد اقتصادی دولت و ظهور جنبش فواحش که سبک زندگی ویژه حامی شرایط موجود را تقویت می کند؛ از فروپاشی سریع جامعه ای خبر می دهد که در غیاب ایدئولوژی و احزاب، فقدان نظام عادلانه توزیع ثروت و دولت پاک دست، سبک زندگی ویژه ای را در میان برخی جوانان، هدایت می کند که نگارنده با آشنایی با ژودائیسم حامی جنبش ضد ملی دوره ملی شدن صنعت نفت، آن را جنبش فواحش می نامد. گذر از تجربه موفق صهیونیزم جهانی در سرکوب نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران و تجربه موفق تر تولید طبقه جوانان بی هویت و بی آینده در اروپای شرقی و آمریکای لاتین، تجربه بازتولید طبقه متوسط نوین و جوان فاقد ایمان دینی، اندیشه سیاسی - مکتبی، فاقد هویت، آینده و درآمد ماهیانه ثابت که سبک زندگی را ترویج می دهد که در فرهنگ بومی ما، فحشاء نام دارد.

Related image

 جنبش فواحش، حامی اصلی فساد اجتماعی و دشمن اصلی توسعه ملی ست. مبارزه با چنین پدیده شومی، از طریق نهادهای ایدئولوژیک، مانند دین و ساختارهای عادلانه و منظم توزیع ثروت، موجد سبک زندگی بومی ست. دین، گمشده اصلی این موتور پیچیده اجتماعی ست که در تقویت آن، شرایط اجتماعی، به بهبود می انجامد. جنبش فواحش، به ظهور طبقه اجتماعی متزلزل علاقمند به بندبازی در طبقات مختلف اقتصادی می انجامد. همانند فاحشه ای که شبی را در میان اعیان و شب دیگر را در میان فقراء بگذراند. از اینرو ست که نظام عادلانه و منظم توزیع ثروت، دشمن اصلی زندگی چنین جوانان بی هویتی ست. بررسی جامعه شناسانه ملل اروپای شرقی و آمریکای لاتین، بی نظمی در درآمدهای ماهیانه و روابط جنسی نامنظم چنین طبقه ای را آشکار می سازد. حامی اصلی این جریان اجتماعی، ژودائیسم است. موتور محرکه ژودائیسم، در جوامع مختلف، سکس و خشونت است. پدیده هایی که توسط سلبریتی های سینمائی و هنری در اختیار صهیونیزم جهانی و شبکه ایلومناتی بریتانیا قرار دارند.


 پی نوشت: پس از پایان مناظره های تلویزیونی و پیش از کناره گیری محمدباقر قالیباف، نظرسنجی ها از پیشتازی حسن روحانی، با 28 درصد آراء و رقابت ابراهیم رئیسی، با 11 درصد آراء با محمدباقر قالیباف، با 9 درصد آراء، حکایت دارد. اسحاق جهانگیری و مصطفی میرسلیم، با 1 درصد آراء و مصطفی هاشمی طباء با 0.03 درصد آراء، در پائین جدول نظرسنجی ها هستند. حدود نیمی از مردم، آرای خاکستری، باطله و عدم مشارکت در انتخابات را بیان می کنند.

چرا علیرغم تخریب، توقیف نمی شوند؟  چاپ

تاریخ : یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 در ساعت 07:38 ق.ظ

Image result for ‫روزنامه آفتاب‬‎

با مطبوعاتی، روبرو هستیم که عادت دروغ گویی، در برابر احمدی نژاد و عدم ارائه جوابیه وی؛ به دیگران، تعمیم داده شده و توقیف نمی شوند.

هیچکدام چنگی به دل نمی زنند  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1396 در ساعت 02:20 ق.ظ

مصطفی هاشمی طباء: متولد 1325 در اصفهان، فوق لیسانس مهندسی نساجی، وزیر صنایع در دوره جنگ، عضو موسس حزب کارگزاران سازندگی، کسب 0.1 درصد آراء در انتخابات هشتم و حدود 2 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه رقیق شده ای از مهندس غرضی، در انتخابات پیشین)


مصطفی میرسلیم: متولد 1326 در تهران،فوق لیسانس مهندسی مکانیک، وزیر فرهنگ در دوره سازندگی، نامزد مورد حمایت و عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی، نماینده دوره نخست مجلس  و حدود 2 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه قدیمی تری از دکتر ولایتی، در انتخابات پیشین)


حسن فریدون روحانی: متولد 1327 در سمنان، حقوقدان اسلامی، رئیس جمهور فعلی با کسب 50.7 درصد آراء، نامزد مورد حمایت حزب کارگزاران سازندگی و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، نماینده پنج دوره نخست مجلس و حدود 35 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه ضعیف تری از خودش، در انتخابات پیشین) بازنده احتمالی انتخابات، بدلیل عملکرد ضعیف در دولت


اسحق جانگیری کوشائی: متولد 1336 در کرمان، لیسانس علوم پایه، معاون اول رئیس جمهور، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، نماینده دوره های دوم و سوم مجلس و حدود 5 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه جدید از پدیده جدید ایربگ سالاری)


ابراهیم رئیس السادات: متولد 1339 در خراسان، فاقد تحصیلات غیرحوزوی، فاقد سابقه سمت اجرایی در دولت، نامزد مورد حمایت و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، فاقد سابقه نمایندگی مجلس ، فاقد سابقه شرکت در انتخابات های غیرحوزوی، حدود 10 محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه ناشناخته تری از ناطق نوری، در انتخابات دوم خرداد)


محمدباقر قالی باف: متولد 1340 در خراسان، فاقد تحصیلات غیرنظامی، فرمانده ناجا و شهرداری تهران، فاقد سابقه تشکیلاتی غیرنظامی، فاقد سابقه نمایندگی مجلس، کسب حدود 14 تا 17 درصد رای در انتخابات گذشته و حدود 25 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها که رو به افزایش است (نسخه ای تلفیقی از خودش، محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی در ادوار انتخاباتی گوناگون) برنده احتمالی انتخابات، اگر مانند ادوار گذشته، هفته آخر تبلیغات انتخاباتی، اتفاق خاصی رخ ندهد.


نگاهی به انتخابات ادوار اخیر


دوره یازدهم: حسن روحانی (برنده) 51درصد - محمدباقر قالیباف (رقیب) 17 درصد - آراء باطله 3 درصد - عدم مشارکت 17 درصد

دوره دهم: محمود احمدی نژاد (برنده) 62 درصد - میرحسین موسوی (رقیب) 34 درصد - آراء باطله 1 درصد - عدم مشارکت 15 درصد

دوره نهممحمود احمدی نژاد (برنده) 62 درصد - اکبر هاشمی (رقیب) 36 درصد - آراء باطله حدود 3 درصد - عدم مشارکت حدود 30 درصد


میانگین سه دوره اخیر: برنده 58 درصد - رقیب 29 درصد - آراء باطله 2 درصد - عدم مشارکت 21 درصد

ایربگ: پدیده انتخابات تصادفی  چاپ

تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1396 در ساعت 05:00 ق.ظ

 ثبت نام کنندگان انتخابات ریاست جمهوری پیشرو، در چهار خط کلی، قابل دسته بندی هستند:

خط تدوام دولت فعلی: کسانی چون مصطفی هاشمی طباء، هاشم بطحایی گلپایگانی، حسن فریدون روحانی، محمد هاشمی بهرمانی و اسحاق جهانگیری که اغلب، اعضای احزاب میانه روی کارگزاران سازندگی ایران و اعتدال و توسعه هستند.

خط بازگشت به دولت قبلی: کسانی چون محمود احمدی نژاد، صادق خلیلیان و محمدمهدی زاهدی که خط اصیل انقلاب اسلامی ست.

خط موسوم به جمنا: کسانی چون ابراهیم رئیسی السادات، حمیدرضا حاجی بابایی و محمدباقر قالی باف که مبدع تکنیک حضور چندنفره در درون دروازه مناظره هستند. پدیده شومی که سایر رقباء را به چنین رسم زشتی، کشاند.

خط چهارم که اغلب، اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند که در گذشته، به وزارت رسیدند. کسانی چون مصطفی میرسلیم و محمد غرضی.


کاندیدای جدی خط اول، حسن روحانی ست و خط دوم، محمود احمدی نژاد. در خط سوم، ابراهیم رئیسی  و خط چهارم، مصطفی میرسلیم و محمد غرضی، مدعیان اصلی هستند. اینکه شورای نگهبان، صلاحیت اسحاق جهانگیری و محمدباقر قالی باف را تائید کند تا نقش ایربگ حسن روحانی و ابراهیم رئیسی را فقط، تا مرحله مناظره ها، بازی کنند؛ امری خطیر است که می تواند تا در ریزش یا رویش احتمالی میزان مشارکت مردم، در انتخابات پیشرو، اثری مثبت یا منفی داشته باشد. آنچه مسلم است، اینکه تعداد تائید صلاحیت شدگان این امر، افراد انگشت شماری خواهد بود.

آرای خاکستری فراموش شده  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 16 فروردین 1396 در ساعت 05:29 ب.ظ

واقعیت انتخابات پیشرو، فراموشی آرای خاکستری مردم است. در حالیکه حسن روحانی، چهار سال پیش، در جذب آرای خاکستری، نیمه ناتوان ظاهر شد؛ کارنامه بد عملکرد او، سقف آرای او را در حد مصطفی معین، تنزل خواهد داد. ولی، فرد دیگری نمی تواند که از فرصت عدم جذابیت حسن روحانی، برای آرای خاکستری مردم، سود ببرد. اصلاح طلبان که به حسن روحانی، بسنده کرده اند و اصولگرایان، با دو جین نامزد که هیچ کدام را توانایی جذب آرای خاکستری مردم نیست، به صحنه آمده اند. احتمال ریزش آرای خاکستری مردم و کاهش شدید مشارکت، به دلایل دیگری (ناامیدی اقتصادی ناشی از عملکرد بد دولت فعلی)، دور از انتظار نیست.هرچند که انتخابات پیشرو، برای دو جریان سیاسی موجود، گرمابخش است؛ در میان بخش های دیگر جامعه، سرد و بی اثر، جلوه می نماید. اگر روزهای سرد بهار جاری، رقیب توانمندی که بتواند، برای بخش خاموش جامعه، جذابیتی بیش از حسن روحانی داشته باشد، مطرح نگردد؛ پیش بینی آینده، دشوار خواهد شد.

( تعداد کل: 113 )
   1       2       3       4       5       ...       13    >>