X
تبلیغات
رایتل

لطفهای بیکران

اولویت ها را فراموش نکنیم

 ما را چه می شود؟ من مخالف حجاب اجباری در جامعه اسلامی هستم. هر واکنشی به بدحجابی در جامعه اسلامی، بهتر است که توسط قاطبه مردم باشد و نه حاکم اسلامی. اما، مساله فرهنگی ما حجاب مردم نیست. مساله بی فرهنگی ما، دولتی ست که برای کوچکترین فعالیت فرهنگی، هزار مجوز می خواهد و برای جشن کثیف موسوم به حافظ، ... مساله بی فرهنگی ما، سینمای بی محتوای کشور است. باور کنیم که سینمای پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، به بن بستی رسیده است که جز لجن نمایی زرد و قهوه ای بدن زنان بازیگران خود، دیگر جاذبه ای برای مردم ما ندارد. من به نوبه خود، با تذکر شدید و محکم به جشن کثیف موسوم به حافظ موافق هستم. لغو همیشگی جشن مسخره موسوم به حافظ و بازداشت سریع و قاطع عاملان و تایید کنندگان برگزاری آن، عقلاٌ واجب و جایز است. هر چندکه نباید اجازه داد تا مساله پوچ بن بست هنری و فرهنگی سینمای کنونی ما، به جای ذبح نوجوانان و جوانان در ترکیه و سوریه یا قیام مردم عزیز بحرین، در صدر اخبار رسانه ها قرار گیرد. امروز، مساله خفقان در بحرین و توحش در سوریه و ترکیه، مساله اصلی تری تا مجوز جشن کثیف موسوم به حافظ است که مجوز دهندگان آن، شرعاً گناهکار و مجرم هستند. مساله چند بازیگر بی هنر نیستند؛ مساله سربریدن نوجوانان در سوریه و سربازان در ترکیه است. اولویت ها را فراموش نکنیم!

تاریخ ارسال: جمعه 8 مرداد 1395 ساعت 01:26 ب.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 4 نظر

اعراب و اروپا را چه می شود؟

 تفاوت آشکاری بین دو واژه ترور و تروریسم در میان مترجمان، وجود دارد. ترور یعنی قتل هدف‌مند چهره ای سیاسی؛ ولی، تروریسم یعنی وحشت افکنی میان مردم با کشتار غیر هدفمند یا کور؛ با انگیزه های سیاسی یا اقتصادی.

یازده سپتامبر توسط اعراب در آمریکا رخ داد ولی منجر به جنگ در افغانستان شد. پس از آن، سرتاسر جهان عرب منهای شبه جزیره عربستان، آماج ناامنی فراگیر شد تا امثال قذافی و مبارک، جهان عرب را برای ترکتازی آل خنزیر و  حمار، آماده سازند. اکنون، اروپا منتظر تروریسم ادواری بی پایانی ست که یکباره در ترکیه، کودتای مشکوکی رخ می دهد.

  پس از یازده سپتامبر، جهان روی خوش ندیده و هژمونی عربستان سعودی و قطر، رو به افزایش است. می رود  که اعراب شبه جزیره، جهان را به گند بکشند. کودتای مشکوکی که در ترکیه رخ داده، بطور مستقیم آماده سازی پازل حذف نیروهای سیاسی ناهمسو با تزاید هژمونی مذکور را دامن زد. اکنون، این پرسش امنیتی، مطرح است که آیا اعراب شبه جزیره با تقویت بی ثباتی در عراق و سوریه و حذف جریان های سیاسی ناهمسو در ترکیه، قصد لشکرکشی شبه نظامیان عرب به سمت اروپا را کرده اند؟ پازل اتفاقات سیاسی جهان، پای اعراب شبه نظامی را به لشگرکشی به اروپا باز می کند. اتفاقی که بی شک، هرچند اکنون، خیال پردازی به نظر می رسد؛ اما، ولع اعراب شبه جزیره برای تسلط سیاسی و اقتصادی بر جهان را توجیه می کند. بی شک، دشمن هزاره سوم بشریت، اعراب هستند و هدف نهایی آنها، تسلط بر اروپا.

تاریخ ارسال: شنبه 26 تیر 1395 ساعت 04:56 ب.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

حمید سبزواری شاعر انقلاب اسلامی درگذشت

آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو
خون جوانان ما، می‌چکد از چنگ تو


ای ز شرار ستم، شعله به عالم زده
امن و امان جهان، یک‌سره بر هم زده
بر سر هر خرمنی، در دل هر گلشنی
آتش بیداد تو، صاعقه‌ی غم زده
ثروت انبوه تو، خون دل توده‌هاست
کین تو بر سینه‌ها، دِشنه‌ی ماتم زده
دزد جهان‌خواره‌ای، دیو ستم‌باره‌ای
عقرب جرّاره‌ای، روبَه مکّاره‌ای


جور و جفا در تو هست، مهر و وفا در تو نیست
زهر بلا در تو هست، شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان، چون تو ستم‌کاره نیست
عامل هر فتنه‌ای، صلح و صفا در تو نیست

آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو
خون جوانان ما، می‌چکد از چنگ تو


در همه گیتی به پاست نائره‌ی جنگ تو
گوش جهان خسته از، طبل بدآهنگ تو
مظهر شیطان تویی، دشمن انسان تویی
ای همه اهریمنی، سرحد فرهنگ تو
رسم تو عصیانگری، کار تو ویرانگری
تیره شده عالم از، حیله و نیرنگ تو
دشمن هر ملتی، موجب هر ذلتی
سایه‌ی هر وحشتی، فتنه‌ی هر امتی


جور و جفا در تو هست، مهر و وفا در تو نیست
زهر بلا در تو هست، شهد صفا در تو نیست
در همه دور زمان، چون تو ستم‌کاره نیست
عامل هر فتنه‌ای، صلح و صفا در تو نیست

آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو
خون جوانان ما، می‌چکد از چنگ تو

 استاد حمید سبزواری، شاعر بزرگ انقلاب اسلامی درگذشت. علاقه زیاد به اشعار ایشان، بنده را بارها به درب منزل ایشان در کوچه و پس کوچه های  خیابان مرحوم علی شریعتی، کشاند. جایی که با علاقه، از مدرسه دخترانه ای به یاد مرحوم علی شریعتی، در همان کوچه، سخن می گفت و امید به آینده و نسل های بعدی ...

 دوران موسوم به اصلاحات بود که دستم را گرفت و گفت که آینده متعلق به شما ست و از پایان قریب الوقوع جریان سیاسی موسوم به اصلاحات که میل به کدخدای آمریکایی دارد، سخن گفت. از گذشته هم می گفت؛ زمانی که همچون ادیبان و روشنفکران بزرگی چون مرحوم جلال آال احمد، به حزب توده پیوسته بود. ولی، زمانی که از دورگه بودن سبزواری و گیلانی بودن من آگاه شد، نام کوچک من را پرسید و باز از مرحوم علی شریعتی، سخن می گفت. هر دو شاعر، هر دو معلم، هر دو اهل سبزوار و هر دو انقلابی مسلمان. از دیدارهایی می گفت که کاش، ضبط صوتی بود و آنها را ثبت تاریخی می کردم. در یک کلام، حمید سبزواری، عاشق و مبارز بود. روح اصولگرایی در همه واژگان او، موج می زد و بسیار به علوم خفیه اهل بیت (ع)، علاقمند بود. او را خدا بیامرزد. ان شاء الله که قدر سایر چهره های فرهنگی جامعه ایرانی را بیشتر بدانیم.

تاریخ ارسال: شنبه 22 خرداد 1395 ساعت 06:52 ب.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

رسوایی زلزله تخیلی در سینمای شبه روشنفکرزده رو به پایان ایران

 
 هنر، در کنار دین و علم، به اخلاقیات و رفتارهای هر جامعه، شکل می دهد. سینما، نقش بنیادی در این روند، در جهان معاصر دارد. گذر از چندین فیلم سینمایی موفق در پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، سینمای ایران را با عنوان فیلمفارسی می شناسیم که نشان از بی محتوایی فراکیر هنر سینما در ایران گذشته دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سینمای ایران به وادی سرگشتگی ادواری، گام نهاد و همچنان، از بلاتکلیفی، رنج می برد. کسب چند جایزه جهانی، استثنای کاملی در روند جاری ست.
 در سال گذشته، چها رفیلم محمد (ص)، نهنگ عنبر، ایران برگر و در مدت معلوم، با میانگین بیش از دو ماه نمایش عمومی (به استثنای فیلم محمد (ص)، با بیش از صد روز نمایش عمومی)، به ترتیب، در حدود 14.5، 7، 4.5 و 4 میلیاردتومان، فروش کردند (نرخ متوسط 7.5 میلیاردتومان، برای چهار فیلم پرطرفدارتر در سال).در دوماه نخست سالجاری، چهار فیلم پنجاه کیلو آلبالو، ابد و یک روز، رسوایی دو و اژدها وارد می شود، با میانگین بیش از یک ماه و نیم نمایش عمومی، به ترتیب، در حدود 1، 1، 0.5 و 0.3 میلیارد تومان، فروش کردند (نرخ متوسط 0.7 میلیارد تومان، برای چهار فیلم پرطرفدارتر در دو ماه). آمارها، نشان از افول  45 درصدی سینمای ایران دارد. درخالی که فیلم پرهزینه و پر مساله محمد (ص)، علیرغم همه تبلیغات و تلاش های دولتی، نتوانست در سطح بین المللی، جایزه ای کسب کند.
 تاکید بر روابط جنسی فرازناشویی، به تقلید از سریال های تلویزیونی درجه دو ترکیه هم،  نتوانسته که سینمای رو به انحطاط کنونی را نجات دهد. اما، هفته های اخیر، دو فیلم پرتناقض درباره زلزله در سینمای ایران، به نمایش عمومی درآمد. شاید، بتوان گفت که هدف یکی، اثبات تلویحی دروغگویی دو یا سه روشنفکر اصلاح طلب، در برابر دوربین بود که ماجرایی خیالی و غیرعلمی را روایت می کردند و دیگری که می کوشد تا شعارهای تکراری یکی از فعالین سیاسی منتسب به گروه های فشار را در غالب، اندرزهای اخلاقی، بیان کند. دو تلاش ضعیف؛ یکی، در هدف و محتوا و دیگری، در هنر و اجرا.
 به راستی، سینمای ایران، درگیر شرایط تزلزل شده است. فقدان پشتوانه فکری، برای هنر سینما و اعتیاد شدید سینماگران ایرانی به شبه روشنفکری سیاست زده که در هر دو فیلم سیاسی اژدها وارد می شود و رسوایی دو، به صورت تعفن آمیز، ذوق مخاطب را آزار می دهد؛ از پوکی و پوچی پیشروی سینمای ایرانی، یاد می کند که با تنفس مصنوعی دولتی و تبلیغات غیرقانونی ماهواره ای، رو به ورشکستگی اقتصادی (بدون احتساب حمایت دولتی)، گذاشته است. سینمایی که بجز، روابط فرازناشویی و روایت های دروغ غیرعلمی درباره زلزله، حرفی برای گفتن ندارد. اژدهای سینمای شبه روشنفکر زده وابسته به دولت، مارمولک هم نیست. سینمایی که تجربه، نشان داده است که دیگر، هیچ حرف هنری، برای گفتن ندارد. زنگ خطری که سالها پیش، برای صدا و سیمای دولتی ایران، به صدا درآمد و به آن، بی توجهی شد؛ اکنون، در سینمای شبه روشنفکرزده ایران، برای نمایش آثار جایگزین خارجی، به صدا درآمده است. این پایان غم انگیز سینمای ایران است.
تاریخ ارسال: شنبه 8 خرداد 1395 ساعت 05:50 ق.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

تکرار قرون وسطی

  قرون وسطی در غرب، فاصله زمانی پیوسته ای میان تاریخ باستان و عصر جدید است. در شرق، قرون وسطی یا تاریخ میانه، فاصله زمانی پیوسته ای نیست. در دوره های مکرر و مقطعی از تاریخ سرزمین های شرقی، شاهد تکرار شرایط قرون وسطایی هستیم و چون، رنسانس در شرق، قابلیت ظهور ندارد؛ پس از گذر زمان، هر از چندی، شاهد بازتکرار شرایط قرون وسطایی هستیم. به گونه ای که جوامع شرقی، درگیر چرخه خبیثه ای از بازگشت و خروج از شرایط متوالی قرون وسطی هستند.

 اهم دلایل ناتوانی جوامع شرقی در خروج از چرخه خبیثه قرون وسطایی، در عدم ایجاد شرایط نوزایی یا رنسانس، خلاصه می شوند که عبارتند از:


*فقدان بازگشت و پالایش داشته های کهن فرهنگی

*ممنوعیت مطلق پرسشگری و نواندیشی دین سنتی

*بیگانگی فراگیر مردم با آثار مهم ادبی و علمی جامعه

*عدم حمایت مالی خانواده های متمول از رشد علمی


 در مقابل، چهار عامل بازترجمه آثار یونانی، نهضت پروتستانیسم، چاپ گسترده کتب و خانواده مدیچی را در ظهور رنسانس در غرب، شاهد هستیم.

تاریخ ارسال: یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 ساعت 04:39 ق.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

انتخابات تهران، نتیجه‌ای دور از عقلانیت سیاسی و اقتصادی داشت.

 بهرشکل، انتخابات. را خوب یا بد، پشت سرگذشتیم. غلبه رسانه ای بی بی سی بر عقلانیت، در نتیجه انتخابات در تهران و ورود کسانی ناشناس، به مجلس شورای اسلامی که برخی، تحصیلات و سوابق کاری پایین تری نسبت به اغلب نمایندگان شهرستان ها دارند، از یک سوی و شکست فهرست پیشنهادی جبهه متحد اصولگرایان که به حق، رنگ و بوی تندروی جبهه پایداری در آن، موجب چنین شکست تلخی شد، از سوی دیگر، نتیجه ای دور از عقلانیت سیاسی را رقم زد. اکنون، زمان آن رسیده که ایرادات ساختاری برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی را اصلاح کرد. نسبت کسب حداقل یک چهارم کل آرا در دور اول انتخابات، وجود حوزه انتخابیه ای با پنج شهرستان و سی نماینده، عدم تناسب جمعیت برخی حوزه‌های انتخابیه با تعداد نماینده آنها در مجلس دهم و فقدان فضای ساختاری شناخت داوطلبین نمایندگی مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران که منجر به رای به لیست حزبی، بجای رای به افراد شد، بخصوص عدم فرصت شناخت داوطلبین در صدا و سیما، قبل از ورود به مجلس دهم،  همه و همه، دست به دست هم داد تا حتی، سیاسیون منتظر شناخت اغلب نماینده های جدید تهران در مجلس دهم باشند. مساله ای که در فرهنگ سیاسی غلط ما، رواج یافته است. ابتدا، کسی رای می آورد و سپس، در دوران تصدی مسئولیت، با او آشنا می شویم. تجربه تلخ محمد خاتمی و محمود احمدی‌نژاد که تا یک هفته پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری، گمنام بودند. بهرشکل، نقش معکوس احزاب در این روند غیرعقلانی، بر خلاف کشورهای غربی که احزاب، نقش شناساندن چهره‌های سیاسی قبل از انتخابات را دارند، مزید بر علت شد. امیدوارم که حدنصاب یک چهارم برای پیروزی در دور نخست انتخابات مجلس شورای اسلامی، به یک سوم افزایش یابد. تعداد حوزه های انتخابیه و نمایندگان آنها، بر اساس جمعیت آنها، اصلاح گردد و شاهد حوزه انتخابیه ای با سی نماینده اغلب ناشناس نباشیم. شبکه های تلویزیونی استانی و احزاب، عهده‌دار نقش شناساندن نامزدهای انتخاباتی گردند و دولت هم که با سیاست بازی، شرایط را جهت چنین نتیجه ضعیفی، مهیا کرده، چوب دخالت در انتخابات را محکم بخورد.

تاریخ ارسال: دوشنبه 10 اسفند 1394 ساعت 03:13 ق.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر

اثرات اقتصادی معکوس برجام

  برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام، به فرجام رسید. حال آنکه رییس جمهور ایران، همه چیز را حتی، آب خوردن را به فرجام آن، پیوند زده بود. برجام، می تواند که دو راه گوناگون را در اقتصاد رو به افول ایران امروزی، بپیماید. نخست، پای شرکت های چندملیتی را پس از قریب چهار دهه از ناامنی و فرار سرمایه، به ایران، باز کند که با وجود اقلیت سیاسی راست تندرو و ارتباط شرکت های چند ملیتی با شبکه استعماری ثروت و قدرت جهانی و وجود و گسترش نهضت های تکفیری در منطقه، بعید به نظر می رسد. دیگر اینکه موج تکنولوژی پشت مرزهای ایران را به کشور، سرازیر کند.

 ورود تکنولوژی به اقتصاد بحران زده و ناکارآمد ایران امروزی، سمی مهلک است. زیرا، از یک سو، بحران بیکاری و کاهش شدید دستمزدها نسبت به قیمت ها را دامن خواهد زد و رکود اقتصادی فعلی را شدیدتر خواهد کرد و از سویی دیگر، باعث افزایش قیمت منابع خام طبیعی و خدادادی خواهد شد که در افزایش قیمت ها و تورم طولانی تاریخی جامعه ایرانی، اثری منفی خواهد گذاشت و پای سوداگران تجاری را جهت غارت منابع خدادادی به کشور، باز خواهد کرد و شاهد قراردادهای کرسنت دیگری خواهیم شد. از اینرو، بجز ورود دارو و منع مبادلات مالی نهادهای شبه حکومتی در اقتصاد جهانی، برجام نخواهد توانست که هیچ پیام مناسب اقتصادی را برای مردم و اقتصاد بحران زده ایران کنونی، بهمراه داشته باشد و به روند سقوط دولت میانه روی تهران، در اثر رکود شدید و تورم طولانی، سرعت خواهد بخشید. از سویی، بحران جدی سومدیریت و اتلاف منابع اقتصادی، فرصت برجام را به زمینه سازی ظهور و بروز بیشتر چالش ناکارآمدی شیوه حکمروایی جاری در کشور، بدل خواهد کرد و شدت کاهش قیمت نفت و فرار مغزها و سرمایه ها را آشکارتر خواهد کرد. همچنان، معتقدم که بحران اصلی کشور، تحریم های اقتصادی خارجی نیست؛ بلکه ناآشنایی کامل رژیم تهران با اصول مدیریت و اقتصاد کلان و در نتیجه، اتلاف منابع و عدم بکارگیری نیروی انسانی تحصیلکرده و توانمند، در ساختار دولتی ست. ایران امروزی، بیش از هرچیز، باید که از درون، اصلاح شود و با قشر روشنفکر داخل مرزها، به مذاکره و انعقاد قرارداد برنامه جامع مشترک برسد. آمریکا، دشمن بزرگتری از روشنفکران داخل مرزها ست. برجام، اثری اقتصادی معکوس و منفی خواهد داشت.

تاریخ ارسال: چهارشنبه 30 دی 1394 ساعت 04:19 ق.ظ | نویسنده: لطفهای بیکران | چاپ مطلب 0 نظر
   1      2     3     4     5      ...      13   >> صفحات وبلاگ