صلاحیت مکتبی  چاپ

تاریخ : دوشنبه 18 بهمن 1389 در ساعت 05:14 ق.ظ

 یک خبر جالب : من رد صلاحیت شدم . روز گذشته ، بطور رسمی به بنده ابلاغ شد که فاقد صلاحیت مکتبی هستم ! همچنان ، در شوک چنین موضوعی ، سرگردان هستم . در آینده نزدیک و پس از بررسی و تحلیل جامعتری از این موضوع ، به تداوم وبلاگ نویسی خواهم پرداخت . برای کسب اطلاعات بیشتر ، به صفحه مربوط به حقیر در سایت اینترنتی فیس بوک ، سری بزنید .

 پی نوشت ۱ : از روزنامه کیهان ، در باب یادداشت انتقادی اخیرش ، درباره همسر یکی از ترانه خوان های بدنام پیش از انقلاب اسلامی ، تشکر می شود . به راستی ، این روزها ، بدترین دهه فجری بود که تصور آن می شد . ابتدا ، استیضاح وزیر راه و ترابری ، در آغاز دهه فجر و سپس تصاویر گوزن سینمای ایران ( مسعود کیمیایی مشهور به نصرت فرزانه ) در کنار مسئولین فرهنگی و سینمایی کشور . خدا کناد که هرچه زودتر ، دهه فجر سالجاری ، تمام شود .

  پی نوشت دو : آنچه در صفحه کاربری حقیر در سایت اینترنتی فیس بوک آمده است ، بدین محتوا است : 

 خیلی ساده بود. امروز، به من اعلام شد که صلاحیت مکتبی ندارم. سالها است که به طرفداری از نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه شهره هستم. بیش از دوازده سال است که لباس بسیجی بر تن دارم. در سازمان عقیدتی و سیاسی ناجا، شورای نگهبان، موتلفه اسلامی و ... کار کرده ام. طرفدار رهبری و دولت دهم هستم و ... . چه جالب است که من، صلاحیت مکتبی ندارم! این سئوال جدی، برای من، مطرح شده است که چند درصد مردم کشور ما، صلاحیت مکتبی دارند؟ سال پیش بود که کسی به آرامی، در گوش من، زمزمه کرد که دیگر، دلسپرده نمی خواهند، سر سپرده می خواهند. بیش از هر چیز، بیاد جملاتی از خاطرات شعبان بی مخ می افتم که علت سقوط شاه را رفتارهای مشابهی از این دست، می دانست. آیا تحولات سترگی پیشرو داریم؟

 همیشه، دلسپرده بسیاری از ارزشها، خواهم ماند. سرسپردگی، هرگز!

 کجا است دستی که سیلی آن، صورتم را سرخ کرد و چشمم را آسیب زند

 کجا است دست دیگری که رایانه را برسرم کوبد 

 کجا است مشتی که دندان من را شکست؟ بدانند که دیگر، صلاحیت مکتبی ندارم. بهمین سادگی!

نظرات (0)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد