X
تبلیغات
رایتل

توکلی : از بنی صدر تا بهبهانی  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 14 بهمن 1389 در ساعت 06:12 ب.ظ

ابوالحسن بنی صدر

 نخستین روز سی و دومین دهه فجر انقلاب اسلامی برابر شد با استیضاح جنجالی پرفسور حمید بهبهانی از وزارت راه و ترابری . استیضاحی که بیش از هر چیز ، یادآور رای عدم کفایت به دکتر ابولحسن بنی صدر بود . یکی دیگر از دانشگاهی ترین چهره های سیاسی کشور که در اثر اتکای بیش از حد به غوغاسالاری مطبوعاتی ، توسط تندروترین نمایندگان مجلس شورا ، مورد سئوال واقع شده بود و با دهان کجی به استیضاح کنندگان ، از حضور در مجلس شورا ، سر باز زده بود . تکرار اشتباهی تاریخی . اما ، با این تفاوت که رسوایی پس گرقتن امضاهای استیضاح وی ، نتیجه معکوسی برای این چهره دانشگاهی برجای نهاد و حتی ، چهره دانشگاهی او را ملکوک نمود .

 به حق ، باید که مهمترین علت رای عدم اعتماد مجلس هشتم را به وی ، تراژدی تکراری و زشت پس گرفتن امضاهای بی ارزش نمایندگان دانست . هرچه بود ، تودهنی بدی بود در آغاز دهه فجر سالجاری به معتقدین به این شیوه جاری کریه در نظام حکومتی کشور . متاسفانه ، قربانی اصلی این امضاهای بی ارزش ، چهره ای دانشگاهی شد .

 ذکر این نکته را لازم می دانم که موهای سیاه نماینده مردم بهشهر در مجلس اول ، به موهایی سفید در چهره نماینده مردم تهران بزرگ در مجلس هشتم ، تبدیل شده بود . هرچند ، احمد توکلی از بسیاری نظرات ، به همان میزان ، تندرو ، کم تجربه و قدرت طلب باقی مانده است . در پایان ، امیدوارم که وزیر معزول راه فرانسه در پیش نگیرد . پر واضح است که همه در این بازی زشت استیضاح و پس گرفتن امضاها ، بازنده بودند . امید است که جانشین وزیر معزول ، فردی مناسب ، انتخاب شود تا هزینه سنگین این ماجرا ، با تکرار انتخابهای لجبازانه ، سنگین تر نشود و پاس دهه فجر انقلاب اسلامی فراموش نشود . 

 پی نوشت : از مطلب فوق ، تائید دکتر ابولحسن بنی صدر برداشت نشود که حقیر ، دارای چنین قصدی نبوده است . سال گذشته ، نشریه انقلاب اسلامی که مشار الیه منتشر می کنند ، در یادداشتی ، بنده را از سران سرکوبهای خیابانی بعد از انتخابات معرفی کرده بود ! حال آنکه در همان زمان ، بنده ، به شهادت بیش از صد نفر ، در طولانی ترین سفر عمرم بوده و حتی ، برای مشاهده مناظرات تلویزیونی نامزدهای انتخاباتی دوره دهم ، با مشکلات عدیده ای مواجه بودم . پس از آن ، زمانی که به تهران بازگشتم ، متوجه شدم که چه هیاهویی برپا بوده است . جالب آنکه برخی به اصطلاح دوستان اصولگرا ، شایعه حضور من در ستاد تبلیغاتی آقای محسن رضائی را منتشر کرده بودند . امان از دست احمقانی که من را از سران سرکوب خیابانی یا عضویت در ستادهای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات معرفی می کنند ؛ حال آنکه من ، فقط به سختی و برحسب وظیفه خویش ، فقط سعی کردم که رایی داده باشم و تکلیف را از گردن خویش ، ساقط کنم .

نظرات (1)
سلام بر مشکوک جلوه کننده ترین انسانی که در زندگی ۳۰ ساله خود دیده ام. ضمن تشکر لطفاْ فقط با اسم فالگوش پیوند دهید نه چیز دیگری.
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد