فریب اصلاح طلبان را نخوریم  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 7 فروردین 1397 در ساعت 02:49 ب.ظ


 بنده، از این خجل هستم که قلم ناتوانم را به نام ننگین اغتشاشگران و رهبران آنها می آلایم . جنبش سراسر سیاه موسوم به سبز، ائتلافی ازدنبالچه های اپوزیسیون ورشکسته خارجه نشین و بخشی از اصلاح طلبان بود. اصلاح طلبان، از دو دسته متفاوت تشکیل می شوند : ائتلاف باصطلاح ملی  باصلاح مذهبی ها  و دوم خردادی ها . رهبری اصلاح طلبان ایران را محمد خاتمی ( عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز ) برعهده دارد که عقاید لیبرالی دارد. لیبرالیسم، خط مشترک گروهک های داخلی و اصلاح طلبان حامی دولت فعلی ست. دولتی که در هفته های آینده با بی مهری کدخدایش مواجه می گردد و وارد دوره تاریخی بی برجامی خواهد شد.

 برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام، به فرجامی نافرجام نزدیک می گردد. حال آنکه رییس جمهور فعلی ایران، همه چیز را حتی، آب خوردن را به فرجام آن، پیوند زده بود. شرایط پیشرو، نشان دهنده آن است که سه طیف اصلاح طلب، اعتدال گرا و انشعابی اصولگرا، در کنار هم ایستاده اند و فرق و نحل اصولگرایی، سازهایی ناکوک و ناهماهنگ را کوک می کنند. دانسته یا ندانسته، این جماعات سیاسی می کوشند تا با قاجاریزه کردن فضای سیاسی و مدیریت کشور به مهره های خودفروخته انگلیسی، فرصت کودتای انگلیسی دیگری دهند. شبه کودتایی که آشکارا، سید ضیاء و رضا پالانی آن، افرادی مانند محمد خاتمی و میرحسین موسوی هستند. در شرایط کنونی، طرح مباحثی چون شفای یکباره شهردار فعلی تهران و رفع حصر، با جهت لاپوشانی شکست برجام و تمهید بازگشت به دوران سیاه اصلاحات بیان می شود. هدف بنیادی رسانه های لیبرالی تهران و لندن در غبارآلوده سازی فضای سیاسی کشور و حذف تشکیلات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهت بازگشت کامل به قدرت سیاسی ست. فریب اصلاح طلبان را نخوریم. بیش و پیش از هر چیز، دولت به پاسخگویی در برابر شکست برجام باید بپردازد.

هیچکدام چنگی به دل نمی زنند  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1396 در ساعت 02:20 ق.ظ

مصطفی هاشمی طباء: متولد 1325 در اصفهان، فوق لیسانس مهندسی نساجی، وزیر صنایع در دوره جنگ، عضو موسس حزب کارگزاران سازندگی، کسب 0.1 درصد آراء در انتخابات هشتم و حدود 2 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه رقیق شده ای از مهندس غرضی، در انتخابات پیشین)


مصطفی میرسلیم: متولد 1326 در تهران،فوق لیسانس مهندسی مکانیک، وزیر فرهنگ در دوره سازندگی، نامزد مورد حمایت و عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی، نماینده دوره نخست مجلس  و حدود 2 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه قدیمی تری از دکتر ولایتی، در انتخابات پیشین)


حسن فریدون روحانی: متولد 1327 در سمنان، حقوقدان اسلامی، رئیس جمهور فعلی با کسب 50.7 درصد آراء، نامزد مورد حمایت حزب کارگزاران سازندگی و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، نماینده پنج دوره نخست مجلس و حدود 35 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه ضعیف تری از خودش، در انتخابات پیشین) بازنده احتمالی انتخابات، بدلیل عملکرد ضعیف در دولت


اسحق جانگیری کوشائی: متولد 1336 در کرمان، لیسانس علوم پایه، معاون اول رئیس جمهور، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، نماینده دوره های دوم و سوم مجلس و حدود 5 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه جدید از پدیده جدید ایربگ سالاری)


ابراهیم رئیس السادات: متولد 1339 در خراسان، فاقد تحصیلات غیرحوزوی، فاقد سابقه سمت اجرایی در دولت، نامزد مورد حمایت و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، فاقد سابقه نمایندگی مجلس ، فاقد سابقه شرکت در انتخابات های غیرحوزوی، حدود 10 محبوبیت در نظرسنجی ها (نسخه ناشناخته تری از ناطق نوری، در انتخابات دوم خرداد)


محمدباقر قالی باف: متولد 1340 در خراسان، فاقد تحصیلات غیرنظامی، فرمانده ناجا و شهرداری تهران، فاقد سابقه تشکیلاتی غیرنظامی، فاقد سابقه نمایندگی مجلس، کسب حدود 14 تا 17 درصد رای در انتخابات گذشته و حدود 25 درصد محبوبیت در نظرسنجی ها که رو به افزایش است (نسخه ای تلفیقی از خودش، محمود احمدی نژاد و اکبر هاشمی در ادوار انتخاباتی گوناگون) برنده احتمالی انتخابات، اگر مانند ادوار گذشته، هفته آخر تبلیغات انتخاباتی، اتفاق خاصی رخ ندهد.


نگاهی به انتخابات ادوار اخیر


دوره یازدهم: حسن روحانی (برنده) 51درصد - محمدباقر قالیباف (رقیب) 17 درصد - آراء باطله 3 درصد - عدم مشارکت 17 درصد

دوره دهم: محمود احمدی نژاد (برنده) 62 درصد - میرحسین موسوی (رقیب) 34 درصد - آراء باطله 1 درصد - عدم مشارکت 15 درصد

دوره نهممحمود احمدی نژاد (برنده) 62 درصد - اکبر هاشمی (رقیب) 36 درصد - آراء باطله حدود 3 درصد - عدم مشارکت حدود 30 درصد


میانگین سه دوره اخیر: برنده 58 درصد - رقیب 29 درصد - آراء باطله 2 درصد - عدم مشارکت 21 درصد

ایربگ: پدیده انتخابات تصادفی  چاپ

تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1396 در ساعت 05:00 ق.ظ

 ثبت نام کنندگان انتخابات ریاست جمهوری پیشرو، در چهار خط کلی، قابل دسته بندی هستند:

خط تدوام دولت فعلی: کسانی چون مصطفی هاشمی طباء، هاشم بطحایی گلپایگانی، حسن فریدون روحانی، محمد هاشمی بهرمانی و اسحاق جهانگیری که اغلب، اعضای احزاب میانه روی کارگزاران سازندگی ایران و اعتدال و توسعه هستند.

خط بازگشت به دولت قبلی: کسانی چون محمود احمدی نژاد، صادق خلیلیان و محمدمهدی زاهدی که خط اصیل انقلاب اسلامی ست.

خط موسوم به جمنا: کسانی چون ابراهیم رئیسی السادات، حمیدرضا حاجی بابایی و محمدباقر قالی باف که مبدع تکنیک حضور چندنفره در درون دروازه مناظره هستند. پدیده شومی که سایر رقباء را به چنین رسم زشتی، کشاند.

خط چهارم که اغلب، اعضای حزب جمهوری اسلامی بودند که در گذشته، به وزارت رسیدند. کسانی چون مصطفی میرسلیم و محمد غرضی.


کاندیدای جدی خط اول، حسن روحانی ست و خط دوم، محمود احمدی نژاد. در خط سوم، ابراهیم رئیسی  و خط چهارم، مصطفی میرسلیم و محمد غرضی، مدعیان اصلی هستند. اینکه شورای نگهبان، صلاحیت اسحاق جهانگیری و محمدباقر قالی باف را تائید کند تا نقش ایربگ حسن روحانی و ابراهیم رئیسی را فقط، تا مرحله مناظره ها، بازی کنند؛ امری خطیر است که می تواند تا در ریزش یا رویش احتمالی میزان مشارکت مردم، در انتخابات پیشرو، اثری مثبت یا منفی داشته باشد. آنچه مسلم است، اینکه تعداد تائید صلاحیت شدگان این امر، افراد انگشت شماری خواهد بود.

آرای خاکستری فراموش شده  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 16 فروردین 1396 در ساعت 05:29 ب.ظ

واقعیت انتخابات پیشرو، فراموشی آرای خاکستری مردم است. در حالیکه حسن روحانی، چهار سال پیش، در جذب آرای خاکستری، نیمه ناتوان ظاهر شد؛ کارنامه بد عملکرد او، سقف آرای او را در حد مصطفی معین، تنزل خواهد داد. ولی، فرد دیگری نمی تواند که از فرصت عدم جذابیت حسن روحانی، برای آرای خاکستری مردم، سود ببرد. اصلاح طلبان که به حسن روحانی، بسنده کرده اند و اصولگرایان، با دو جین نامزد که هیچ کدام را توانایی جذب آرای خاکستری مردم نیست، به صحنه آمده اند. احتمال ریزش آرای خاکستری مردم و کاهش شدید مشارکت، به دلایل دیگری (ناامیدی اقتصادی ناشی از عملکرد بد دولت فعلی)، دور از انتظار نیست.هرچند که انتخابات پیشرو، برای دو جریان سیاسی موجود، گرمابخش است؛ در میان بخش های دیگر جامعه، سرد و بی اثر، جلوه می نماید. اگر روزهای سرد بهار جاری، رقیب توانمندی که بتواند، برای بخش خاموش جامعه، جذابیتی بیش از حسن روحانی داشته باشد، مطرح نگردد؛ پیش بینی آینده، دشوار خواهد شد.

انتخابات یازدهم  چاپ

تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1392 در ساعت 04:31 ب.ظ
 انتخابات یازدهم، می رود که مسخره ترین انتخابات تاریخ معاصر کشور شود. هر حزب و جناحی با چندین نامزد انتخاباتی موازی، در انتخابات یازدهم، ثبت نام کرده است. معلوم نیست که  سه شنبه پیش از انتخابات، کدام نامزدهای انتخاباتی، به نفع کدام نامزدهای انتخاباتی دیگر، از رقابتهای انتخابات، انصراف می دهند؟ پیشینه عملکرد معلوم الحال شورای نگهبان رهبری، در گذشته و احتمال رد صلاحیت نامزد انتخاباتی لایه اصلی جریان سیاسی حامیان دولت اسلامی، امکان رخ دادن هر حادثه غیرعادی را در جریان برگزاری انتخابات، منتفی نمی کند. تصویر زشت برگزاری انتخابات خونین در کشورهای  همسایه ای چون عراق، پاکستان، افغانستان و ...، واژه تلخ و سیاه ایرانستان را به یاد می آورد. امکان تمسخر انتخابات در روزهای آتی، توسط برخی از آحاد مردم، در شرایطی که اپوزیسیون خارج از کشور، بر طبل تحریم انتخابات می کوبد و همچنین، احتمال به یکباره، پا پس کشیدن مردم از انتخابات، در روزهای آتی، بدلیل شرایط غبارآلود انتخابات، نامحتمل نیست. اردوکشی خیابانی جریان منافقین فتنه سبز و توهین به آقای سعید جلیلی، در هنگام حضور وی، در وزارت کشور که منجر به سکوت پرمعنای ایشان شد و شعارهای فتنه انگیز همان جمع منافق، در حمایت از یکی از نامزدهای انتخاباتی و فرد معلوم الحال دیگری، محل تامل جدی و تاریخی است. به همه این موارد، احتمال شیطنت های پساانتخاباتی ایشان را بیافزائید.
ادامه ...

دهه فجر مبارک باد  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 در ساعت 08:45 ب.ظ

والفجر و لیال عشر

نوروز در پیش است، برو خوش باش!  چاپ

تاریخ : شنبه 7 اسفند 1389 در ساعت 06:33 ب.ظ
در گفت‌وگو با ایلنا مطرح شد؛
روایت بقائی از موازی‌کاری در وزارت‌خارجه ، کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری و وضع کشور در سال 89
کاندیداتوری در دور بعدی ریاست جمهوری ریاست جمهوری‌ را نه تائید و نه تکذیب می‌کنم. ایران در حال تبدیل شدن به الگو و نمونه‌ای برای دیگر کشورها است و از این رو فرصت نداریم که به دنبال حاشیه‌ها برویم.
گفت‌وگو: صادق چهره‌‌قانی
 رئیس سازمان میراث فرهنگی و مشاور ویژه رئیس‌جمهور در امور آسیا و خارمیانه معتقد است: هیچ موازی‌کاری با وزارت خارجه وجود ندارد و هر کاری که در این رابطه انجام می‌شود با هماهنگی کامل وزارت امور خارجه است. 
ایلنا: آقای بقایی، شایعاتی مبنی بر موازی‌کاری در وزارت امور خارجه وجود دارد و حتی گفته می‌شود استعفای آقای متکی نیز به همین دلیل بوده است به همین دلیل استعفا دادند، نظر شما پیرامون این شایعات چیست؟ 
بقائی : آقای متکی کجا گفتند که به خاطر موازی کاری استعفا دادم . هیچ موازی‌کاری با وزارت خارجه وجود ندارد و هر کاری که در این رابطه انجام می‌شود با هماهنگی کامل وزارت امور خارجه است. 
ایلنا : شایعاتی در جامعه مطرح شده است که قرار است شما برای دور بعدی ریاست جمهوری کاندیدای ریاست جمهوری‌ شده و حامیان آقای احمدی‌نژاد روی شما نظر دارند، نظر شما راجع به این موضوع چیست؟ 
بقائی : الان سال 89 است و باید کار و تلاش کرد. 
ایلنا : پس شما تکذیب می‌کنید؟ 
بقائی : من نه تایید می‌کنم نه تکذیب، زرنگ‌بازی درنیار!! الان سال 89 است و باید هرکس تلاش خود را انجام دهد. بنده نه تکذیب کردم، تایید هم نکردم. 
ادامه ...

توکلی : از بنی صدر تا بهبهانی  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 14 بهمن 1389 در ساعت 06:12 ب.ظ

ابوالحسن بنی صدر

 نخستین روز سی و دومین دهه فجر انقلاب اسلامی برابر شد با استیضاح جنجالی پرفسور حمید بهبهانی از وزارت راه و ترابری . استیضاحی که بیش از هر چیز ، یادآور رای عدم کفایت به دکتر ابولحسن بنی صدر بود . یکی دیگر از دانشگاهی ترین چهره های سیاسی کشور که در اثر اتکای بیش از حد به غوغاسالاری مطبوعاتی ، توسط تندروترین نمایندگان مجلس شورا ، مورد سئوال واقع شده بود و با دهان کجی به استیضاح کنندگان ، از حضور در مجلس شورا ، سر باز زده بود . تکرار اشتباهی تاریخی . اما ، با این تفاوت که رسوایی پس گرقتن امضاهای استیضاح وی ، نتیجه معکوسی برای این چهره دانشگاهی برجای نهاد و حتی ، چهره دانشگاهی او را ملکوک نمود .

 به حق ، باید که مهمترین علت رای عدم اعتماد مجلس هشتم را به وی ، تراژدی تکراری و زشت پس گرفتن امضاهای بی ارزش نمایندگان دانست . هرچه بود ، تودهنی بدی بود در آغاز دهه فجر سالجاری به معتقدین به این شیوه جاری کریه در نظام حکومتی کشور . متاسفانه ، قربانی اصلی این امضاهای بی ارزش ، چهره ای دانشگاهی شد .

 ذکر این نکته را لازم می دانم که موهای سیاه نماینده مردم بهشهر در مجلس اول ، به موهایی سفید در چهره نماینده مردم تهران بزرگ در مجلس هشتم ، تبدیل شده بود . هرچند ، احمد توکلی از بسیاری نظرات ، به همان میزان ، تندرو ، کم تجربه و قدرت طلب باقی مانده است . در پایان ، امیدوارم که وزیر معزول راه فرانسه در پیش نگیرد . پر واضح است که همه در این بازی زشت استیضاح و پس گرفتن امضاها ، بازنده بودند . امید است که جانشین وزیر معزول ، فردی مناسب ، انتخاب شود تا هزینه سنگین این ماجرا ، با تکرار انتخابهای لجبازانه ، سنگین تر نشود و پاس دهه فجر انقلاب اسلامی فراموش نشود . 

 پی نوشت : از مطلب فوق ، تائید دکتر ابولحسن بنی صدر برداشت نشود که حقیر ، دارای چنین قصدی نبوده است . سال گذشته ، نشریه انقلاب اسلامی که مشار الیه منتشر می کنند ، در یادداشتی ، بنده را از سران سرکوبهای خیابانی بعد از انتخابات معرفی کرده بود ! حال آنکه در همان زمان ، بنده ، به شهادت بیش از صد نفر ، در طولانی ترین سفر عمرم بوده و حتی ، برای مشاهده مناظرات تلویزیونی نامزدهای انتخاباتی دوره دهم ، با مشکلات عدیده ای مواجه بودم . پس از آن ، زمانی که به تهران بازگشتم ، متوجه شدم که چه هیاهویی برپا بوده است . جالب آنکه برخی به اصطلاح دوستان اصولگرا ، شایعه حضور من در ستاد تبلیغاتی آقای محسن رضائی را منتشر کرده بودند . امان از دست احمقانی که من را از سران سرکوب خیابانی یا عضویت در ستادهای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات معرفی می کنند ؛ حال آنکه من ، فقط به سختی و برحسب وظیفه خویش ، فقط سعی کردم که رایی داده باشم و تکلیف را از گردن خویش ، ساقط کنم .

فشار روانی  چاپ

تاریخ : دوشنبه 14 دی 1388 در ساعت 10:37 ب.ظ

 عصر چهارشنبه گذشته ، از محل خدمت خود که در حوالی خیابان ولیعصر (عج) تهران است ، بسوی میدان ولیعصر (عج) عازم شدم تا با همراهی آقای مهندس مسعود شفیعی ، عضو محترم شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه ، در تجمعی که در مرکز شهر تهران برگزار می شد ، شرکت کنم . با وضعیت کامل در جمع مردمی که لباس شخصی بر تن داشتند ، حضور یافتم . در خیابانهای مرکزی شهر تهران ، چهره ای دیگر هویدا بود . از میدان های ولیعصر (عج) ، انقلاب اسلامی و هفت تیر عبور کردم ، تنوع سن و پوشش تجمع کنندگان ، بیش از هر چیز دیگر جلب توجه می کرد . 

 این روزها ، از خود می پرسم که از دیدگاه علت و معلولی ، چه عاملی توانست که عده ای از هم وطنان مرا در عاشورای 1388 خورشیدی به چنان اعتراضات خشنی جلب نماید ؟ 

 فارغ از هر آنچه مربوط به سیاست می گردد ، آسیب های اجتماعی گوناگون در جامعه ما قربانی می گیرد . فشار روانی در تهران کنونی بی همتا است . 

پرسش جدی این است که آیا زمان آن نرسیده است که پس از 3 دهه پر تنش گذشته ، هم وطنان من ، بطور اعم و همشهریانم ، بطور اخص ، از فشار روانی رهائی یابند ؟ آیا سه دهه تورم ، فشار روانی و ... نمی تواند که هر جامعه ای را از پای درآورد ؟ 

 پی نوشت : بنظر می رسد که علت به چیز چیز افتادن مجدد مهندس میرخسین موسوی در بیانیه هفدهم او ، حضور میلیونی ملت در خیابان ها در چهارشنبه پس از عاشورای 1388 خورشیدی است . 

 پی نوشت  2 : این مطلب ، در دیماه 1388 خورشیدی . در ردیف مطالب بر بیننده گروه سیاست تارنمای بازنگار قرار گرفت .

( تعداد کل: 25 )
   1       2       3    >>